موسیقی افزایش قدرت ذهن
بسیار مؤثر در افزایش سطح نبوغ آگاهی و قدرت ذهن |
سریال دوستان Friends
امکان نداره این سریال را ببینید و از خنده روده بر نشید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
درست از روزی که وطن پریشون حال شد!دائم آرزو میکنم کاش دیرتر برای ملاقات ایرانت بیای!ایرانی که این روزها رنگ قرمزش شده رنگ خون!رنگ سفیدش رنگ کفن!و رنگ سبز دلیلی برای به تصویر کشیدن دو رنگ دیگر!!!!!
یعنی میشه باز اینترنتت از کار افتاده باشه!!!یعنی میشه هیچ کس از ایرانت بهت خبری نده!یعنی میشههههه!
آبی.......نمیخوام باور کنم ثانیه هایی که برای رسیدنشون بی تابی میکردی!حالا دارن بدترین تابستون عمرت رو می سازن!
آبی تا امروز برای هیچ کس اندازه ی تو دلواپس نبودم!هیچ کس!!!!!!
۱۹ بهمن از پسرش و عروسش نوشتم!
۱۹ اردیبهشت ساعت ۹.۳۰ صبح فرستادنش پیش پسر و عروسش!
میگم فرستادنش!چون مطمئنم خودش نمیخواست بره!همه ی اتفاقاتی که منجر به مرگ شد!دست آدمای زمینی بود!20 درصد دست پزشکا!و 80 درصد دست اطرافیان!اطرافیانی که به خاطر سهم بیشتری که از مال دنیا نصیبشون میشد!ترجیح دادن به جای 10 سال!فقط 10 روز نفس بکشه!!!!
.
.
.
.
.
.
.
ایراد از ماها نبود!خاک قطعه ی هفتاد و سه!با ذره ذره ی خاک بهشت زهرا!با خاک تمام دنیا فرق داره!سال ۱۳۷۱ یه بار سرماشُ حس کرده بودیم!همون موقع که بعد از 1 سال مادر شاه داماد شد بی کس ترین آدم دنیا!معلوم بود که خاک بیش از حد سرد بود.....
اما این بار خاکش منجمد بود !!!!این بار حتی به یه هفته نکشید فراموش کردن عزیز از دست رفته!
- روحم از حرفای کسایی که اومده بودن مرده خوری به لجن کشیده شده!!!!!!!
قسمت ِ من از بهار ! سهم من از سرنوشت
تــولــــدت مبــارکـــــــــــــــ ! بانوی اردیبهشت
- هم رنگ ِ اسم وبلاگشه!!!از اون آبی هایی که تمام وجودت ُ پر از آرامش میکنه!
- خیلی زود باهاش صمیمی شدم!خیلی زود قد همه ی دنیا دوسش دارم!خیلی زود از به دنیا اومدنش خوشحالم!
- اومدنت تو زندگیم مبارکه قشنگترین آبی دنیا!
- قهرمانی
استقلال
مبارکمون باشه اولا!
- بعدم!!!!
برای اطلاعات بیشتر و تهیه بلیط کنسرت ۸۸ محسن یگانه به سایت >> پارس کنسرت << مراجعه کنید!
- در آخر هم از این متن خوشم اومد!گفتم بذارم اینجا شما هم بخونین!البته اگه تا الان نخونده باشین!
به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روانپزشک پرسیدم شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى ، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان ! فهمیدم . آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است .
روانپزشک گفت: نه ! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر میدارد . شما میخواهید تختتان کنار پنجره باشد؟

جسمی شکسته و روحی پُر از خراش!
عاشق نمی شوم ! دلواپسم نباش!
دستانی از تهی ! پاهایی از ورم!
فکر مرا نکن ! امروز بهترم!
حال ِ مرا مپرس ! چیزی مهم که نیست!
این دل شکستگی ! اقرار بی کسی ست!
درگیر ِ من نشو ! همدم نمی شوم!
حوا مرا ببخش ! آدم نمی شوم!
تقصیر تو نبود ! نه من ، نه بخت خود!
تو عشق خط زدی ! من خواستم نشد!
درگیر ِ عادتم ! سرگرم خود شدن!
در مرز یک سقوط ! دیگر نه تو ، نه من!
از پشت ِ این سکوت ! از این نقاب و نقش!
حال ِ مرا بفهم ! جرم مرا ببخش!
امروز بهترم ! حوا بیا ببین!
دلتنگ ِ من مباش ! من مرده ام! همین!!!
شکل ِ خودم شدم ! تلخ و بدون ِ رحم!
در انتهای خویش ! حال ِ مرا بفهم!
شکلی شبیه خود ! با چشم ِ گریه سوز!
باور نمی کنم ! آیینه را هنوز!
- شاعر : ایلیا ویلکیج
- دانلود آهنگ! " آدم نمی شوم "
- نکته ی بسیار بسیار مهم!خوندن متن زیر به دوستانی که امید به آینده دارن اصلا توصیه نمیشه

!
کافیه تو گوگل یه سرچ از “Maya Prediction” انجام بدید! یعنی پیشگویی مایا!
مایاها قومی بودند که چند هزار سال پیش تو مناطق آمریکای مرکزی زندگی می کردند، البته الان هم از قوم اونها بازماندگانی وجود دارن. حتما معبد زیر رو که متعلق به مایا هست رو دیدید:

قبل از اینکه وارد مقوله پیش گویی اصلی مایا بشم باید توضیحاتی راجع به قدرت و تمدن این قوم براتون بنویسم. مایا! قومی که هزاران سال پیش معبد و هرمی که در بالا مشاهده می کنید رو با 365 پله ساخته! به تعداد روزهای سال. مایا تمامی خسوف ها و کسوف ها را دقیقا تا سال 2012 ثبت کرده و همشون طبق برنامه دارن اتفاق می افتن، مایا چندین هزار سال پیش عدد یک میلیون رو کشف کرده بود، مایا هزاران سال پش تو معابدش تصاویری از سفینه ها و فضانوردان رو روی سنگ ثبت کردن! (این رو خودم به چشم دیدم!). مایا آن زمان حتی تعداد روزهای هر سال ماه رو که گمونم 279 روز هست محاسبه کرده بود. مایا ها از اورانوس و نپتون اطلاع داشتند، تقویم مایا برای 400 میلیون سال استخراج شده است، سال خورشید و زهره را تا چهار رقم اعشار محاسبه کرده اند.
همه اینها رو به دو دلیل اشاره کردم یکیش اینکه بگم مایا چقدر قدرت محاسباتی و علمی داشته و دوم رو هم تو پی نوشت ها خواهید خوند. تو ویدئویی که از یوتیوب تو ادامه مطلب هم گذاشتم اطلاعات بیشتری از مایا و تقویمشون براتون نشون می ده. حالا بریم سر اصل مطلب، پیشگویی!
پیشگویی می گه: تو 21 دسامبر سال 2012 این زندگی روی کره زمین به اتمام می رسه و یک دوره جدید زندگی روی زمین شروع می شه. تو چند تا سایت خوندم که این دوره جدید پر از صلح و عشق و آرامش و پیشرفت هست. (مصداق حرف یکی از سیاستمداران آمریکایی که پایان بحران مالی آمریکا رو صلح و آرامش تو دنیا می دونست). حالا چند تا نظریه دیگه هم هستند که به تفضیل روشون بحث می کنم. استاد کلاس #C هم اطلاعاتی در این مورد داشت، جالبه که گفت ما به ناسا یه ایمیل فرستادیم و پرسیدیم که آیا سال 2012 اتفاقی تو کهکشان خواهد افتاد؟ ناسا پاسخ داده بود که نارسایی هایی مشاهده می شن ولی نمی تونیم تائید کنیم که این اختلالات آسیبی به زمین می رسونن یا نه!
مایاها معتقد بودند که زمین از 5 دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که 2012 پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، گفته می شه تمدن حاضر از بین خواهد رفت تا دوره ششم شروع بشه! (تو ویدئو اشاره شده به زمین لرزه های بزرگ) . >>>> لینک ویدیو
البته نگاههای خیلی مثبتی هم به قضیه شده و بعضی هم اصلا این گفته رو کاملا رد می کنند. و منم با این پست منظورم این نیست که شما رو از زندگی ناامید کنم یا صحت این بحث رو اثبات کرده باشم. من دارم نتیجه تحقیقم رو تو اینترنت و از حرفهایی که شنیدم و چیزهایی که دیدم بیان می کنم و خیلی امکان داره که چون مثلا روی یک نظریه نادرست پی ریزی شده کلا نادرست باشه ولی به هر حال شواهد و مدارک موجود انسان رو از ساده از کنار این قضیه گذشتن منع می کنه.
علم سرشار مایا بخصوص از نجوم اونها رو قومی آگاه و متمدن ساخته بود. البته قضیه ترک مایا از محل زندگیشون هم یک قضیه خیلی معروف هست که دلایل بسیاری براش بیان شده که من نهایتا امیدوارم با خوندن پی نوشت شما هم با من هم عقیده شید.
الان تقریبا تمام حرفهای من تموم شد و یه چند تا پاتک به این سایت ها می زنم و مطالبی رو براتون ترجمه می کنم.
گفته می شه پایان دوره دوم توسط هوا بوده (گمونم منظورش نارسایی های جوی) دوره سوم با آتش و دوره چهارم با سیل تموم شدند، لذا نظریه های زیادی مبنی بر اینکه دوره پنجم با زلزله از بین بره جاری هست.
دوتا چیز جالب هم دیدم: یکی اینکه مایا حتی زمان سقوط قوم خودشون رو پیشبینی کرده بودند و عجیب تر از همه: جنگهای جهانی رو هم پیش بینی کرده بودند. البته دقت کنید که اتمام دنیا به این معنی نیست که همه چیز از بین می ره، حتما شروعی خواهد بود، برای دوره ششم و هنوز مطمئن نیستیم که این دوره چه چیزی را به ارمغان خواهد آورد.
خوب، اگه از یه منظر دیگه هم نگاه کنیم برای اینکه اثبات بشه این دوره نمی تونه واقعا اتمام باشه، بلکه فقط تعویض دوره هست، بحث دین و اعتقادات هست. دیگه زیاد لزومی نداره عمیقا وارد این بحث بشم.
این بحث رو تا اینجا داشته باشید، حتما مطالب تازه رو در ادامه ارسال می کنم.
پی نوشت 1: طبق شواهد و مدارکی که تو کتاب “ارابه خدایان توسط اریک فون دانیکن” ارائه شده، مایاها ناگهان از محل زندگی خودشون بصورت دسته جمعی کوچ کردند، همون تصویر فضانودری که بالا اشاره کردم، بعلاوه علم سرشار مایا + خیلی از مدارک که پیشنهاد می کنم از تو کتاب بخونید تقریبا می شه ادعا کرد که مایاها خدایانی داشتند. خدایانی که از آسمون اومده بودند، یا بهتر بگم، یکسری موجودات متفکر که اون زمون که انسان نیمه وحشی بوده برروی زمین فرود اومدند و علم خودشون رو در اختیار مایا قرار دادند، وگرنه اون پیشرفت های مایا رو که بهتون گفتم تصور کنید برای یک سری انسان های نیمه وحشی دسترسی براشون چقدر می تونه دور از ذهن باشه. در ضمن علت کوچ دسته جمعی مایا رو هم می شه یک فشار روحی قلمداد کرد، فشاری که مایاها برای برگشت خدایان تحمل کردند ولی وقتی دیدن که از خدایان خبری نشد همشون به نوعی روحیه خودشون رو از دست دادن و اونجا رو که به خاطر خدایان آباد کرده بودند و همه جا نشانه هایی از اونها براشون بود ترک می کنند. البته این رو کتاب خیلی بهتر از من تونسته بیان کنه.
پی نوشت 2: کلید واژه هایی که می تونید ازشون برای تحقیق استفاده کنید : Maya Prediction, Maya 2012, Mayan prediction و … متاسفانه منابع فارسی زیادی در دسترس نیست.
پی نوشت سه : ظاهرا مایا اون زمون به علم پر کردن دندون های پوسیده هم رسیده بودند، جالب اینه موادی که برای پر کردن دندون استفاده کردند از اون زمون تا حالا سالم داخل دندون باقی موندن، گفته می شه نوعی سیمان یا چسب ناشناخته می تونه باشه!
نظر شما چیه؟
- متن بالا از وبلاگ "روزنوشت های یک داشنجوی زبان و عاشق آی تی " دزدیده شده!
- شما که زحمت کشیدین اینا رو خوندین!خوب یه سر هم به این لینک بزنین!چی میشه مگه؟>>>>
" به آسمان نگاه کنید، زلزله ها از آسمان می آین "
- دیروز با یکی از دوستان تلفنی در مورد لینک دوم حرف میزدم!هر چند لحظه یک بار تکرار میکرد!ستاره بمیری!انگار یه نوری تو آسمون ِ!نکنه قرار ِ زلزله بیاد؟؟؟؟ستاره بمیری!حالا نکنه ما جزو اون آدمایی باشیم که قراره از بین بریم تو سال 2012 ؟؟؟؟ستاره به تاریخ خودمون چه روزی میشه؟؟؟(محض اطلاع دوستان!اول دی ماه سال 1391)خلاصه که کلی مورد لطف و عنایت دوست عزیزم قرار گرفتم!
- جدا از شوخی دوست دارم نظرتون رو در مورد این دو موضوع بدونم!
فکر کن!!!!!!!!!
تو فروردین داره برف میاد!!!!
خدا
تو این چند هفته سنگ تموم گذاشته! همه ی فصل ها رو حس کردیم!
آخ که چه وحشتناک چسبید! از خواب بیدارم کردن که بدو برف ُ ببین!
آبی
عزیزم و عچقم
منو به یه بازی دعوت کردن !
عنوان بازی:قوانین اصلی زندگی خود را بنویسید!
- خدای من زبان فارسی رو بهتر از زبان عربی می فهمه!
- فقط زمانی افراد رو به خدا واگذار میکنم!که خودم نتونم کم لطفیشون رو جبرانش کنم!
- بعد از چند بار مشورت نادرست گرفتن از دیگران!کتاب رو بهترین مشاور و راهنما میدونم!لااقل مطمئنم که گفته های نویسنده از رو قصد و غرض نیست!
- اوج نفرتم از افراد رو با بی اهمیت نشون دادن روز تولدشون بروز میدم!

- زانو نمیزنم ؛ حتی اگر سقفِ آسمان ، کوتاه تر از قدِ من باشد!(شدیدا به این جمله اعتقاد دارم!)!
- بهترین راهکار موقع بحث کردن با کسی که رنگ شعور و فهم رو به عمرش ندیده!سکوت و لبخنده!(اصولا وقتی با کسی شدید بحثم میشه!سکوت میکنم و میخندم!که این خودش از کلی فحش بدتره واسه طرف
) - به این جمله که سرنوشت آدم از قبل نوشته شده اصلا اعتقاد ندارم!همه چیز با توجه به لیاقت و تلاش آدم ها بوجود میاد!نه سرنوشت ِ از پیش تعیین شده!
- برای بار دوم کسی رو نمی بخشم!

- با اولین جمله که حس کنم داره به عقایدم توهین میشه!توهین کننده و عقایدش ُ با خاک یکی میکنم!
- تا متوجه شم طرف زیادی باورش شده ماه و گل و عشق و عزیز و ایناس!(یعنی من باعث به وجود اومدن این احساس ها باشم!)فرت ثانیه با بی تفاوتیه تمام!از زندگیم خط می زنمش!
- و اما دعوت شدگان: دریای همیشه آبی! فرزام عزیز! (در صورت داشتن حوصله البته!
) حسین عزیز! آنجل عزیزممم! تُپُلی عزیزممم! دزیره جونم! شالیزه جونم! محبوبه جونم! مهربانو جونم! داش آکل! خانوم نقطه جونم! آبجی مبینا! حاج خانوم! و هر عزیزی که دوست داشت ما هم در جریان قوانین زندگیش باشیم!(اگر اسم کسی نیست!چون از قبل دعوت شده بودن توسط دوستان دیگه دوباره اسم نبردم!دلگیر نشین یه وقت!!!!!
) - کینگ عزیز و
داداشی خوبم
هم می دونم که تو وبلاگشون چیزی در این مورد نمی نویسن!پس محبت کنن و مثل بازی قبل تو کامنت ها برام بنویسن!بی زحمت البته!
خاص نوشت:شالیزه؟؟؟چه به روز وبت آوردی دختر؟
آمد ، به طعنه کرد سلامی و گفت :مـُرد!
گفتم : که؟ گفت آنکه دلت را به من سپرد!
وانگه گشود سینه و دیدم که اشک عجز!
تابوت عشق من ، به کف نور،می سپرد!
- از دو ماه پیش فکر قشنگترین روز فصل بهار بودم!نمیدونم چرا نمیتونم چیزی بنویسم جز همین چند خطی که از کارو کپی کردم!
- دلنوشته هایی که قرار بود امروز اینجا باشه رو ننوشتم!اما قسم میخورم که کلمه به کلمه اش رو تو گوش خدا زمزمه کردم!
- فقط یه آرزو برای امروز!!!!!!:با وجودی سرشار از آرامش و عشق تو لباس دامادی ببینمت داداشی چشم عسلی من!
سال ۸۷ از همه ی سال های عمرم دلخواه تر و دوست داشتنی تر بود!اینقدر به خدا نزدیک بودم که حتی می تونستم نفس کشیدنش رو حس کنم!همه ی اتفاقاتی که افتاد رو دوست داشتم!همش ُ!
آرزوهامو یواشکی تو گوش خدا گفتم و خدا هم در اولین فرصت بیشترش رو برآورده کرد!حتی کوچک ترین ها رو که همه با خنده از کنارش رد میشدن!
باطن آدمایی برام آشکار شد!که شاید زیاد از حد اجازه داده بودم تو دنیای من حکمرانی کنن!
یاد گرفتم که خیلی ها ارزش ندارن که از احساس واقعیم براشون خرج کنم!و در نهایت عشق دروغیم رو بهشون ابراز کردم!
از کنار آدمایی گذشتم که فکر میکردن نبودشون واسم بزرگترین و بدترین عذاب ممکن هست!
دوستایی رو تو دنیای مجازی پیدا کردم که حتی وجود یک نفرشون رو نمی تونستم تو واقعیت لمس کنم!
خدا رو بین نیمکره های مغزم بیشتر از همیشه حس کردم!بودنش جلوی خیلی از کارای احمقانه ام رو گرفت!هم از نظر احساسی!هم از نظر منطقی!
برای همه چیز شکر!
بیشتر از همه برای اتفاق روز 3 شنبه شکر!بعد از اینکه از 3تا پله خوردم زمین و صاف افتادم کف مغازه!تا لحظه ای که با وجود درد شدیدی که تو همه ی تنم حس میکردم!بلند نشدم و صورتم رو تو آیینه نگاه نکردم!باورم نمی شد هنوز تنها بنده ی تو رو زمینم!
وقتی همه ی اطرافیانم هراسون دوییدن سمتم و گفتن صورتش از بین رفت!وقتی مادرم با بغض خودشو به من رسوند و باورش نمیشد با بودن شیشه ها و آهن پاره هایی که فقط چند سانتی متر با من فاصله داشتن!حتی خراش رو صورت من نیوفتاده!من باور کردم که تو آغوش تو افتادم!نه روی زمین!
- عیدی امسال!از طرف تو یه جور دیگه میچسبه!
محسن یگانه!جمعه 30/12/87 بین ساعت 13 الی 15 میهمان ویژه برنامه تحویل سال شبکه سوم سیما!